معرفی سید عبدالکریم هاشمی نژاد (یار انقلاب)
حضرت آيت الله خامنهاي مقام معظم رهبري ميفرمايند :
بعد از آن (ازسال 1351 ) فعاليتهاي مشترك ما شروع شد . اوبا جمع كوچكي كه آن روز كار ميكرديم و كارهاي پنهان از چشم دستگاه را سر وسامان ميداديم مشغل همكاري شد . با پيوستن آقاي هاشمي نژاد به آن جمع ما نيرو و نشاط تازهاي گرفت و فعاليتهاي گستردهتري را شروع كرد. در سال 1353 و 1354او مجدداً به دنبال فعاليتهاي سياسي تند وبيپروايي كه داشت به اتفاق آقاي طبسي در مشهد دستگير شد .
اين بار گرفتاري او در زندان 2 سال به طول انجاميد . در اواخر سال 1355 او در زندان مشهد ازنزديك با گروهكها آشنا شد .
از همان اوقات بود كه كينه آقاي هاشمي نژاد در اين گروهك منافق پديد آمد زيرا او از نزديك چم و خم كارهاي آنها را ديده بود و دورويي و نفاق آنها و انحرافات فكري آنها را از نزديك لمس كرده بود. وقتي از زندان بيرون آمد ضمن اين كه انحرافات اين گروه را به خوبي ميدانست درصدد آن بود كه شايد بتواند با ملاطفت و ملايمت و نصيحت به مسير صحيح بكشاند و در اين راه چه كوششها كه او نكرد .
در سال 1357 كه شعله انقلاب روشن شده بود به تدريج او در مشهد يكي از گردانندگان اصلي حركتهاي مردمي شد.
من وقتي كه در آن سال از تبعيد به مشهد بازگشتم ديدم كه شهر بر محور ايشان و آقاي طبسي ميگردد.
آقاي هاشمي نژادنقش بسيار مؤثري در جريانات پيش ازانقلاب داشت ، او به اتفاق برادر عزيز ديگرمان آقاي طبسي توانست كه پادگان مشهد و پادگان لشكر 77 را از دستبرد افراد فرصت طلب دور نگه دارد و سلاحها را حفظ كند و شهر را آرام نگه دارد و اداره نمايد .
در انتخابات خبرگان شهيد هاشمينژاد انتخاب شدند و براي تدوين قانون اساسي به تهران رفتند . بعد از آن وي در مشهد مشاغل رسمي را قبول نكرد اداره كلاسهاي درس و اداره حزب جمهوري اسلامي شاخه مشهد واداره فكري جوانان آن سامان به عهده آقاي هاشمي نژاد بود اينها مسئوليت هايي بودند كه او با كمال قدرت از عهدهشان برميآمد .
وعده شهادت از سوي امام خميني (ره)
پنجاه ونه سال از زندگي پربركت و پرفراز و نشيب سيد عبدالكريم در اين دنياي خاكي گذشته بود ، او با قلبي سرشار از اخلاص و ايمان گمشدهاش را در وصال يار جستجو ميكرد .
امام خطاب به او سالها قبل از پيروزي انقلاب فرمودند : من با اجل طبيعي ازاين دنيا ميروم تو به فكر خودت باش.
با اين وعده در انتظار روزي بودكه شربت گواراي شهادت را بنوشد چهره سرخش نيز گواه بود و اين سرخي پيراهن را خبر ميداد تا در مسير كاروان شهدا ء لقب سرخجامگان انقلاب اسلامي را بدست آورد.
ساعت 8 صبح شهيد هاشمينژاد در حال خروج از حزب جمهوري اسلامي بودند ، كه بدست منافقين كوردل به شهادت رسيد . منافقين قرار بر اين داشتند كه ترور را در كلاس انجام دهند كه عدهاي ديگر نيز به شهادت برسند كه به علت نرفتن شهيد هاشمينژاد در آن روز عمليات طرح ترور به روز بعد يعني روز سهشنبه هفتم مهر ماه 1370 موكول شد كه مصادف بود با شهادت حضرت جوادالائمه (ع) .
حضرت آيت الله خامنهاي ميفرمايد : منافقين كار نيمه تمام ساواك در به شهادت رساندن شهيد هاشمينژاد را به انجام رساندند.
او به خدا پيوسته و بر سفره انعام خاص پروردگار شهيدان نشسته بود :«ولاتحسبن الذين قتلوا فيسبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»
گردآورنده : سپیده آزاد