.... پشت پرچین باغ غوغای تسبیح بر پاست. تلنگری شاخه های برف اندود باغ را به نجوای شبانه می خواند و اینک دانه های برف شادمانه در پرچین دامنمان ، رقصان به سجده خواهند رفت... تا شاهد تبلوری دوباره باشند در سرمایی گرم... شاهد آفرینش دوباره من ...در همین لحظه... از همین جایی که هستم... آه خدا... قصه ی تو ، آفرینش دوباره من است...
می خواهم فقط برای تو قصه بگویم... اصلا قرار می گزاریم که تا همیشه ی همیشه برای هم قصه بگوییم... حتی زمانیکه خود را تسلیم سرمای برف کرده ایم ...و با نفسهایی پر از گرمای عشق...مرور کنیم آنانی که عهد خداییشان را برایمام به امانت گذاشتند تا که گستره جاری نفسهایمان همیشه دریا و دریایی بماند... تا آفریننده جوانه های بیداری در بهار باغ دلمان باشیم...
پنجم بهمن ماه آغاز برگزاری جشنواره ی قصه گویی مرحله ی کشوری در شهر ارومیه می باشد. دو نفر از مربیان مرکز کیان به این مرحله راه یافته اند.
