اعتماد به نفس وراه های افزایش آن!

                   

  اعتماد به نفس و راه های افزایش آن

مک کللند ٬ یکی از روان شناسان نظریردازی ٬که بخش عمده ی عمر خود را صرف  مطالعات بین فرهنگی درباره ی رشد   وتوسعه کرده  است ، در بیانی موجز گفت راز ورمز بالندگی یک ملت و رشد وتعالی آن را باید در اعتماد به نفس و خود باوری نوجوانان و جوانان آن ملت جست و جو کرد .

تأمل در بیان مک کللند این سؤال کلیدی را پیش روی هر ذهن کنجکاوی  قرار می دهدکه چه راز ورمزی در این ویژگی شگرف (|اعتماد به نفس )نهفته است که دارند گان آن را بر می انگیزد تا هر نا ممکنی را ممکن کنند و موا نع را از میان بر دا رند و مسیر نه  چندان هموار شکوفا یی و با لندگی  و  تعالی  را در زمانی کوتاه طی کنند و به رشد وپیشرفت برسند.نیازی به حجت نیست ،که به دست دادن پاسخی صریح  و سریع به  این  سؤال بنیادی مستلزم درک  ماهیت (اعتماد به نفس ) و آشنایی  با ویژگی  ها ی  آن و بر ملا کردن علل و عوامل پدید آورنده ی آن است . از نظر روان شنا سان نظریه پرداز ،اعتماد به نفس یک ویژگی  روان شناختی است که در بر گیرنده ی یک عنصر نیرومند ذهنی (شناختی ) و یک  عنصر انرژی بخش هیجانی است .عنصر ذهنی دلالت بر ارزیابی فرد از مهارت ها ،توانمندی ها ،قابلیت ها و ویژگی های شناختی و شخصیتی خود دارد .زمانی که فردبیشتر مهارت ها و ویژگی های ذهنی و شخصیتی خود را  مثبت ارزیابی کند،به یک اعتماد به نفس مطلوب دست می یابد .به تعبیر روشن  تر، هنگامی که فرد با تأمل درویژگی ها ی خود به این  با ور برسد که 1- از نظر هوش و قابلیت یادگیری حداقل به اندازه ی دیگران توانمند است .2-از پشتکار و اراده ی قوی برای به سرانجام  رساندن  تکا لیف و تحقق اهداف خو یش  بر خوردار است .3-محدودیت ها و محظوریت ها یش آن قدر نیستند که او را  از تلاش برای دستیابی به اهداف باز دارند .4-در صورت لزوم و در شرایط ویژه  می تواند روی کمک و یاری دیگران حساب کند .

ادامه نوشته

اثر عضو ( متن ادبی)

لحظه هاي خداحافظي...

اين روزها وشبها چقدر زود گذشتند!!!!چه بهترين شبهايي را كه از دست داديم !!!توي اين روزها وشبها در خونه ي خدا رفتي ؟با خداي  خودت حرف زدي ؟سفره ي دلتا پيشش باز كردي ؟؟خدايا ، ديگه خسته شدم.ديگه تا كي اين همه دوري ؟فقط ميخوام بگم خدا دوستت دارم .

خدا صداما مي شنوي ؟خدا اشكام را مي بيني .خدا ميدوني چه شبهايي كه ملائكه از آسمون به زمين مي اومدند ومارا مي ديدند وگناهمون را مي بخشيدن از دست داديم . حتي تو اون شبايي  كه مسجد بوديم و خوابمون رفته بود .خدا مي گفت : بنده ي منه دو سش دارم .دلم نمي ياد حالا كه تا اينجا اومده  اجرش را ندم .مي بيني چه خداي باحالي داريم وقدرشا ندونستيم وازش ياد نكرديم .فهميدي توي اين ماه مهمون خدا بودي وخدا سفره ي خونشا برات پهن كرده بود .خدايا اين روزا تموم شدن .اما دلم براي اين روزا وشبها تنگ ميشه .ميترسم زود اين روزا را فراموش كنم وسراغ گناه برم .خدا اينقدر بزرگواري كه به فرشته ها ميگي من گناهشونا بخشيدم اونا ميگن خداي مهربون تو كه ميدوني اين دوباره سراغ گناه ميره !!خدا ميگه چون دوستش دارم مي بخشمشش.بياييد يكم آبرو داري كنيم .

لحظه ي خدا حافظي لحظه ي سختي وقتبي بدوني هيچ وقت ديگه نتوني مهمون خدا بشي.

فقط ميخوام بگم خدا خيلي دوستت دارم.

 

دوست شما سپيده

گوهرهای خرد

اشتباه را تصحيح نكردن خود اشتباه است.

                                               كنفوسيوس

 

اگر مي خواهي براي حال وآينده مفيد باشي واز گذشته درس بگيري.

نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني ونه بلبل باش كه گفته خودراهدردهي.

                                                                                                          ناپلئون

من هرگز به آينده فكرنمي كنم چرا كه خودش خواهد آمد.   

                                                                        آلبرت انيشتين

گردآورنده: سپیده آزاد

شب قدر ...

 

به نام خدای مهربان

حق شب قدر است در شبها نهان . تا کند جان هرشبی را امتحان
نه همه شبها بود قدر ای جوان نه همه شبها بود خالی از آن
(مثنوی مولوی،ج1،ص 411)

دوستان عزیزم سلام .حالتون چطوره ؟امیدوارم طاعات .عباداتتون مورد قبول حق قرار گرفته باشه .همون طور که می دونید ما در شب های پرحادثه وسرنوشت ساز قدر قرار گرفتیم شب هایی که حرف های زیادی از بزرگترهامون در موردش شنیدیم . هراتفاقی که قراره توی یک سال آتی برامون بیفته با توجه به اعمالمون در این شب های عزیز نوشته می شه من در اینجا خلاصه ای از تحقیقاتم را در این مورد در اختیارتون قرار میدم امیدوارم مورد استفاده تون قرار بگیره .
پیشینه تاریخی شب قدر
از آیات وروایات چنین مستفاد می شود که شب های قدر از نخستین هنگام آفرینش جهان وجود داشته است (اصول کافی ج1،ص366)همچنین امام جواد می فرماید :

خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش آفرید .همچنین در آن شب ،نخستین پیامبر ونخستین وصی را آفرید .در قضای الهی چنان گذشت که در هرسال شبی باشد ،که در آن شب تفضیل امور ومقدرات یکساله فرود آید ...به خدا سوگند ،روح وملائکه در شب قدر بر آدم نازل شدند ،ومقدرات امور را نزد او آوردند .همه ی پیامبرانی که پس از آدم آمدند نیز ،بر هر کدام ،در شب قدر امر خداوند نازل می گشت .وهر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش می سپرد ...(اصول کافی ج1ص350به بعد )
امام صادق (ع ) درباره ی احیا کنندگان شب قدر فرمود :خوشا به حال راکعان وساجدان آن شب ،وآنان که خطاهای گذشته را در نظر می گیرند واشک می ریزند ،من امید دارم که چنین افرادی از درگاه حق نا امید نشوند .همچنین ایشان از قول رسول خدا می فرماید ::خداوند از میان روزها روز جمعه واز میان ماه ها ماه رمضان واز میان شب ها شب قدر را برتری داد.(بحارالانوار ،علامه محمد باقر مجلسی ،ج97)

اعمال شب های قدر

اول غسل این شبهاست که بهتر است در غروب آفتاب قبل از نماز مغرب وعشا گرفته شود .دوم دورکعت نمار است که در هر رکعت بعداز حمد هفت مرتبه توحید بخواند وبعداز فراغ آن هفتاد مرتبه استغفرالله واتوب الیه بگوید .سوم زیارت کند امام حسین (ع)را. در خبر است که چون شب قدر می شود منادی آسمان هفتم ندا می کنند از بطنان عرش که حق تعالی آمرزید هرکه را که بر زیارت قبر حسین آمده .چهارم احیا بدارد این شبها را همانا روایت شده هر که احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده میشود پنجم صد رکعت نماز که فضیلت بسیار دارد .ودر هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.ششم ودر بعضی از روایات وارد شده که دعای جوشن کبیر را در این سه شب بخوانند
هفتم در این شب ها ذکر صلوات بر محمد وآل محمد و صد مرتبه استغفرالله وربی واتوبه الیه وذکر اللهم العن قتله امیر المومنین ثواب بسیار دارد و... .(کلیات مفاتیح الجنان )
دوستان شما میتونید برای کسب اطلاعات دقیق تر به کلیات مفاتیح الجنان مراجعه کنید .ما اعضای مرکز کیان از شما همراهان همیشگی التماس دعا داریم .با آرزوی قبولی عباداتتون.
دوست همیشگی شما :فاطمه

 

 

پيام تسليت

 

شهادت مظلومانه ی مولایمان حضرت علی (ع)را به تمامی

دوستان نوجوانمان  تسلیت می گوئیم .

 

 

               

اعضاء مرکز کیان

اثر عضو

شهادت امام علی (ع)

علی آماده شده بود .کنار حوض نشست عکس ستارگان وماه در دل حوض نمایان شده بود علی مشتی در آب زد و وضویش را گرفت روبه آسمان نگاه کرد زیر لب چیزی گفت.نسیم خنکی صورت زیبایش را نوازش می کرد جلورفت در را باز کرد .
پیراهنش به دستگیره ی درخانه گیر کرد انگار در خانه ی علی هم از عاقبت کار باخبر بود.رمضان المبارک بود وعلی هرصبح برای خواندن نماز به مسجد می رفت.وارد کوچه شد .زمین هم التماسانه به اونگاه می کرد اماعلی محکم تر از پیش قدم برمی داشت گویی برای عشق بازی با خدوند صبر نداشت !
این بار نماز طور دیگری بود.حسی خاص در آن مزمزه می شد .تبسم زیبایی بر لبان علی(ع)نقش بسته بود .شاید...؟
شاید می دانست ...!!!
نمازش را عاشقانه خواند و در اوج پرواز کرد !!!

متن از :فاطمه بقائی عضو نوجوان مرکز .

ايستگاه انديشه!!!





فاطمه بقايي

پيام تبريك

نيمه ماه مبارك بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنايت دارد امشب

جشن ميلاد حسن(ع) در عرش اعلا گشته بر پا

زين سبب ليلة الاسرار شباهت دارد امشب

ولادت با سعادت كريم اهل بيت، امام حسن مجتبي (ع) مبارك باد.

زندگی نامه ی صالح...

                                                  

 

                      فرزند صالح گلی از گل های بهشت است 

                                 پیامبر اکرم (ص)

 

صالح قلی پور شهرکی  گل خوشبوی خانواده ی قلی پوردر بیست وسوم خرداد 1365مطابق با پنجم شوال 1406در شهرکرد دیده به جهان هستی گشود.از همان خردسالی آثارنبوغ در چهره ی ایشان نمایان بود به گونه ای که در یک سالگی روزمره ی خود را به راحتی تکلم می نمود واز همان موقع نزد مرحوم عوضعلی قلی پور پدربزرگ مهربانش شروع به حفظ اشعار شاعران از جمله اشعار فردوسی کرد .صالح سالها پیش از ورود به  دبستان خواندن ونوشتن را فرا گرفت.دوران دبستان خود را به همراهی معلمان دلسوزش در مدرسه ی معلم شهرکرد با بهترین نمرات به پایان رسانید واین در حالی بود که از سالهای آغاز دبستان حفظ قرآن را شروع کرده بودودر سال پنجم دبستان توانست رتبه ی اول شهرستان را دررشته ی حفظ جزء30اخذکند .همچنین آموزگاران محترم صالح قبلا اشاره داشتندکه صالح خود یک معلم واز حدیک محصل فراتر بوده است .

صالح در مهرماه 1376وارد مدرسه ی راهنمایی شاهد شد .در تمام دوره ی این سه سال از لحاظ علمی،رتبه ی اول را داشت وحفظ قرآن راهمچنان ادامه می داد و از مطالعه و بحث در موارد مختلف علمی و غیر علمی فرو گذار نبود .بسیار اهل تحقیق بود و شیفته ی فرا گیری . نه خسته می شد و نه آنچه می دانست او را قانع می کرد .قرآن صالح را به سوی خود جذب کرده بود .او مطالعیه می کرد و می خواند ،تلاوت می کرد وحفظ می نمود و هر چه در این بوستان بیشتر به گردش می پرداخت ،افزون تر علاقه مند می شد و مطالعه و حفظ قرآن را به حدی رسانید که در سال اول راهنمایی رتبه ی دوم استان و در سال دوم راهنمایی رتبه ی اول استان را کسب نمود و به مرحله ی کشوری راه یافت و در سال سوم راهنمایی موفق به اخذ رتبه ی دوم کشوری در زمینه ی مفاهیم قرآن گردید .لازم به ذکر است در طول این دوره هیچ گاه نماز و روزه را ترک نمی کرد .از آن جا که صالح به نویسندگی و مطالعه ی آثار بزرگان علم و ادب ایران و جهان بسیار علاقه داشت ،همزمان با تحصیل و حفظ قر آن به کلاس  های ادبی مرکز آفرینش های ادبی کانون پرورش  فکری کودکان ونوجوانان نیز می رفت .گاهی اتفاق می افتاد که یک کتاب را چندین مرتبه مطالعه می کرد واز جهات  مختلف مورد بحث وبررسی قرار می داد.

 

ادامه نوشته

ما میتوانیم...

دوستان سلام

آیا تا به حال فکر کرده اید آدرس خودمان کجاست ؟ !

چگونه می توان دیگران را پیدا کرد در حالی که هنوز خودمان را پیدا نکرده ایم ؟

چگونه می توان به دیگران کمک کرد در حالی که از فکر کمک به خود غافلیم ؟

هزاران آرزو را با خود به  این  سو  و  آن  سو  می بریم  ، یک  عمر  خستگی  را  با  خود

جا به جا می کنیم تا به کجا برسیم ؟آنقدر مشغول هستیم که وقت نداریم سری به خود

بزنیم و از خودمان احوالپرسی کنیم !راستی چرا از خویشتن بی خبریم ؟آدرس  خودمان

را باید از چه کسی  بپرسیم ؟در واقع این روزها بیگانه تر  از  همه  ، با  خویشتنیم ! آنکه

فرصت نمی کند به خود برسد ،چگونه می تواند به دیگران برسد ؟ آنکه  خویشتن  را  گم

کرده است چگونه می تواند دیگران را پیدا کند ؟قبل  از  آنکه  بخواهیم  با  دیگران  دوست

شویم با آنها بیگانه میشویم !چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون باید اول با خود دوست شویم سپس با دیگران ،اول باید به خود برسیم بعدا به دیگران !

بد نیست به خودمان هم سری بزنیم !!!

  گردآورنده فاطمه بقائی

برگرفته از مجله خانواده سبز

    

ما میتوانیم...

ماااااااااااااامیتوانیم............

دوستان عزيزم سلام

اميد وارم كه مثل هميشه شاد وسرحال باشيد.

امروز بدون هيچ مقدمه اي سر اصل مطلب ميرم.

(وصل) چقدر شما به اين كلمه فكر كرديد .نه !اصلا يه چيز ديگه . چرا اين همه نا اميدي ورنج و غم ؟در صورتيكه ما تنها نيستيم وخدارا داريم.چرا وقتي ما مي توانيم با خدا حرف بزنيم و درد ودل كنيم يا با چيز هايي كه خدا آفريده است ارتباط داشته باشيم. اين همه دوري ؟ما ميدانيم كه هيچ گاه بي قدرت وبي عزت نيستيم .ما در لحظاتي كه غرق اندوهيم يا احساس مي كنيم تحقير شد ايم ، مي توانيم بجاي رنجيدن وغصه خوردن درباره غرور زخمي مان ،به چيز هايي فكر مي كنيم كه احساس خوبي به ما مي دهند.مي توانيم به قوه طنز متوسل شويم وبا شوخي وخنده دلمان را سبك كنيم و قطعا سبك تر مان هم مي كند.به جاي اين كه بپرسيم "مگر نمي داني من كي هستم "مي توانيم قدري تا مل كنيم تا به ياد آوريم كه واقعا كي هستيم . به فكر كردن به چيز هايي كه دوست داريم، كمكمان مي كند تا به ياد آوريم كه دوست داشتني هستيم .احترام گذاشتن به علايقمان كمك مي كند تا به ياد آوريم كه قابل احترام هستيم بعد مي دانيم هر چه قدر هم در اين دنيا ي پهناور ،كوچك باشيم به چيزي بزرگتر از خودمان وصل هستيم . ما قرار است در طول عمرمان بر روي سياره ي زمين از مواهب زندگي بهره مند باشيم دنيا ي ما سرشار از موهبت ها و لذت ها است.سياره زمين مخلوق خداست ، همانطور كه ما مخلوق خدا هستيم .ما با لذت بردن از مواهب اين زندگي واين زمين به الوهيتي كه در آن وما جاري است وصل مي شويم .ديدن به بينش مي انجامد .شنيدن به بودن در لحظه حال مي انجامد .لمس كردن ،ما را در تماس با زندگي قرار مي دهد.بوييدن ،چشيدن ،حواسمان را تيز تر مي كند.استفاده كامل از تمام حواسمان زندگي را لذت بخش تر مي كند.براي اينكه ثابت كني تو مي تواني اين تمرين را انجام بده.

لطفا پنجاه چيزي را كه دوست داريد طعمشان را بچشيد يا تما شايشان كنيد يا از وجودشان لذت ببريد نام ببريد. ما با تمركز كردن روي چيزهايي كه دوستشان داريم نظري كوتاه به آنچه در "آفريدگار بزرگ "آفریده می توانیم داشته باشیم .

موفقيت وتوانستن در وصل شدن به نيرويي بزرگتر وبرتر از ماست .

مي توني شرو ع كارت اينطور باشه ورقه اي بردار بنويس من اين چيز ها را دوست دارم :

طعم آبگوشت مادر بزرگ

بوي نم باران

تماشاي گل هاي ختمي كنار ديوار

ديدن گل سرخ

مغازه ترشي فروشي

.......

سپیده آزاد

ایستگاه اندیشه!!!

سپیده آزاد و علی اکبر صیادی

دستهای خلاق من

يكي از فعاليتهاي جذاب و پر طرفدار مركز در تابستان كاردستي مي باشد كه هر هفته دو روز جهت اعضاء دختر و دو روز جهت اعضاء پسر انجام مي شود.

نمونه ای از کاردستیهای انجام شده در طول تابستان ۸۸ : آویزهای میوه ای - هیولاهای کاغذی - برگها - عروسکهای پله جادویی - کار با سنگ-آویزهای مقوایی  - کاغذ و تا - تکه کاغذهای رنگی و...

 

اثر عضو ( طرح دیواری)

 

نمونه اي از كار عضو نوجوان مركز به نام فهيمه فرازنده جهت ارسال به

نمايشگاه علوم قرآني ارشاد اسلامي

 

                          

 

 

 

معرفی شخصیت ابوعلی...

 

اعضاء مرکز کیان روز پزشک را به تمامی پزشکان عزیز کشورمان تبریک می گویند.

 

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا

شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، حسین بن عبدالله حسن بن علی بن سینا ، ‌معروف به ابن سینا در سال 370 هجری قمری در دهی به نام خورمیثن در نزدیکی بخارا چشم به جهان گشود . شرکت در جلسات بحث اسماعیلیان از دوران کودکی ، به واسطه پدر – که از پیروان آنها بود – بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه یکی از استادان وی ، ‌بوعلی را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند . و چنین شد که وی به دلیل نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت . تا آنجا که پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( حکومت از 366 تا 387 هجری قمری ) به علت بیماری ، وی را به نزد خود خواند و ابن سینا از این راه به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یافت . وی در شرح حالی که خود نگاشته است درباره منابع آن کتابخانه خود می گوید : هر چه از آنها را که بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب هایی یافتم که نام آنها به بسیاری از مردم نرسیده بود و من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم . پس این کتاب ها را خواندم و از آنها سود برداشتم و اندازه هر مردی را در دانش دریافتم و چون به سن هجده سالگی رسیدم ، از همه این دانش ها فارغ آمدم . ...

ادامه نوشته

اثر عضو ( داستان کوتاه)

                     بهشت

امروز به جنگلی میرویم !جنگل !کجاست ؟چیست ؟

بزرگ است ،سبزوزیباست ،خودت خواهی دید .

                      ***

روی تخته سنگی نشست و گفت :کمی به اطرافت نگاه کن !

پسرک با دقت تر از پیش به درختان وپرندگان وبه رودی که در آن نزدیکی جاری  بود به پرتوهای زیبای نور که به زور خود را داخل دستان درختان به زمین تابانده بودند وحتی به خرگوش کوچکی که می دوید نگاه کرد وگفت دیدم .خارق العاده است!

پیزمرد گفت :چگونه به وجود آمده اند ؟پسرک در فکر فرو رفت .به زمین خیره شد وکمی ساکت شد : خوب ...درختان هرکدام از دانه یا نهالی ،رود هم از آب شدن برف وحیوانات هم هرکدام از مادری متولد شده اند .پیچیده نیست .

پیرمرد لبخندی زد وگفت :گوش به صدای آب بسپار ،فقط چند لحظه فکر کن .زمین،برف وتمامی حیوانات هرکدام توسط کسی آفریده شده اند .دستانت را در دستانم بگذار .پیرمرد دستانش را فشرد .تو...خود ت چه بوده ای ؟؟؟

برقی در چشمان پسر زده شد .:مادرم میگوید خداوند تورا به ما داد.پیرمرد گفت پس مادرت وتمامی انسان ها از طرف خدا آمده اند واین جنگل ،این زیبایی ،این عظمت ،همه آفریده ی همان خدا می باشد .

پسرک جلو رفت وکنار اوبر روی سنگی نشست .فردا به دیدار او برویم .دوست دارم اورا ببینم .خدا چه کسی است؟

-تبسمی کرد وگفت :قابل دیدن نیست ،قابل درک وفهم توومن هم نیست ،دراین دنیا دیده نخواهد شد .خدادر قلب من وتوست .به صدای قلبت گوش بده  .توروزی اورا از نزدیک خواهی دید .پسرک گفت :کی ؟من دوست دارم زودتر اوراببینم ،کجا می توان اورا پیدا کرد ؟

-خداوند همه جا هست ،درون این آب جاری ،در تکاپوی خرگوش کوچک ودر طراوت شبنم صبحگاهی .پیرمرد ادامه داد اودر بهشت است وقتی به آنجا بروی حتما اورا خواهی دید .

-بهشت !!!کجاست؟خانه ی خدا در آنجاست ؟

پدربزرگ گفت :بهشت جایی است که زیبایی خیره کننده ای دارد .بزرگ وبا شکوه است .نمی دانم چطور بگویم یاشاید نمی توانم

زیبایی بهشت را برایت به تصویر بکشم .

پسرک گفت :آیا زیباتراز این جنگل است ؟پدربزرگ در جواب گفت بزرگی این جنگل تنها گوشه از آن است .پسرگفت :کی به آن جا می رویم ؟

-همه خواهیم رفت عجله نکن .زندگی کن وهمیشه در خلوتی برای رسیدن به بهشت دعا کن .

پسرک ساکت شد وبه آسمان خیره شد .

مدتی گذشته بود .حال پدربزرگ بد بودومادر به اوگفته بود پدربزرگ به پیش خدا خواهد رفت .پسرک خوس حال بود وبرایش دعا می کرد.

هم اکنون  سالهاست  که از آن روز می گذرد وپسرک مردی قوی اندام شده ودرگوشه ای برای رسیدن به بهشت دعا می کند .

                                                                                                                                                                                                                          فاطمه بقائی عضوادبی مرکز